318 | بلاگ

318

تعرفه تبلیغات در سایت

من دیروز سرما خوردم.

شاید فک کنین این اونقدر ترسناک نیس و واسه هر کسی پیش میاد و دیگه من چقدر می خوام خودمو لوس کنم و فلان و بیسار اما باید بدونین سرماخوردگیای من عملا منو از پا می ندازن چون دقیقا از هر مجرای تعبیه شده در صورت من سه متر مکعب بر ثانیه مایعات متفاوت تراوش می کنه.

من دختر کوری میشم که از بس از چشمام آب رفته و کبود شده که بیشتر به قربانیان خشونت خانگی شبیهه. و خب با توجه به این که من یا دارم درس می خونم ، یا دارم کتاب می خونم و یا تو تلگرامی جاییم، میشه گفت که در چنین وضعیتی کاملا فلجم.


در نتیجه دیشب من برای گذران وقت مانند شیوخ قدیم رو تختم نشستم و آهنگای جدیدمو با صدای بلند پلی کردم.که اشتباه مهلکی بود. من دماغم کاملا آسیب دیده بود و نمی تونستم بخندم چون صورتم از هم می گسست و با وجود اون آهنگ دیسکوی حنا میون اون همه آهنگ ملایم و فلسفی نخندیدن جدا غیر ممکن بود

.

و با توجه به اون افسردگی شدیدم نباید هیچکس منو با خودم تنها میزاشت چون واقعا ممکن بود بزنم خودمو لت و پار کنم ولی خب همه ی اون وضعیت و شور و شعف درونی که من تو خودم پیدا کردم و پیتزای مامانم باعث شد من حداقل تا الان شارژ باشم و این خیلی خوبه. من دلم واسه این خوشحال درونی تنگ شده بود 

...
نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:26