شاید فک کنین که خیلی ناراحتم ولی در واقع من به شکل دوست داشتنی ای خوشحالم | بلاگ

شاید فک کنین که خیلی ناراحتم ولی در واقع من به شکل دوست داشتنی ای خوشحالم

تعرفه تبلیغات در سایت

از من توقع نمی ره ولی من بیانو جدا دوست دارم و از بلاگفا متنفرم ولی در حال حاضر دوس داشتم وبم تو بلاگفا بود و می تونستم با خیال راحت مزخرف بنویسم.

چون الان می خواستم بیام بنویسم :

- دخترخاله ام امروز به دنیا اومد و من هیچ حسی ندارم.این مثه این که بیام بگم امروز یه کرگدن نارنجی رو دیدم که داشت پرواز می کرد.چون من جدا عاشق بچه هام ولی در حالت فعلی , خیلی پوکرفیس , به عکسای این دختره زل می زنم و فک می کنم "اه , چقدر زر می زنه"

-امروز وسط راه , سر صبح خوردم زمین (چون یخبندون بود) و خیلی غم انگیز بود.چون وسط همون دبیرستان پسرانه ی خودمون بود و دور و برم پر از پسرای هیجده ساله بودند و این نهایت فهم و شعورشونو نشون می دادکه هیچ واکنشی نشون ندادند ولی به هر حال من واقعا نزدیک بود گریه ام بگیره.چون خیلی احساس تنهایی می کردم.

- و در مورد مزخرف بودن دینی باید اینو اضافه کنم که به قدری این درس مسخره و سخته که من دیشب وقتی فهمیدم دبیر دینیمون پرسشو کنسل کرده , گریه ام گرفت.

و خب , همین

وقتی اینجا می نویسم احساس عذاب وجدان می کنم چون خودم تو لیست فالویینگام افرادی رو دارم که درسته خودم فالوشون کردم ولی همیشه وقتی ستارشون روشن میشه حس می کنم یه وزنه  ی صد کیلویی رو قلبم گذاشتن و دوست ندارم خودم برای بقیه این شکلی باشم.

...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : يکشنبه 8 اسفند 1395 ساعت: 21:34