زیر نور ماه شیشه ای

ساخت وبلاگ

Beneath a meth moom


در Goodreads



در جنین روزهایی با این همه زیبایی که احاطه ام کرده اند ، احساس می کنم انگار دیگر آن دختر صد ساله نیستم، انگار دیگر گذشته بر سرمان آوار نمی شود ، انگار لیاقت این همه زیبایی را دارم ، لیاقت این گونه سرما را ، این ... پاک شدن را.


 

به دیوار تکیه دادم و آرام به پایین سر خوردم. تمام بدنم می لرزید.تمام بدنم آن ماه را می طلبید.جسی جونیور در حالی که خرس پارچه ای اش را دنبالش می کشید داخل اتاق شد.

با دستانش کوچولویش پشتم را مالید و گفت :"گریه نکن لورل. گریه نکن ، مامان توی بهشت است."

گفتم :" جسی می شود کمی تنهایم بگذاری؟"

اما جسی توجهی نکرد و همانطور که دست کوجکش دایره وار پشتم را لمس می کرد ، آرام گفت :" نگران نباش لورل ! مامان دیگر از هیچ چیز نمی ترسد."

زیر نور ماه شیشه ای,...
نویسنده : بازدید : 17 تاريخ : يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 10:25