و همینطور آریا و کاتلین

متن مرتبط با «186 cm to feet» در سایت و همینطور آریا و کاتلین نوشته شده است

I want to feel the ground under my feet

  • نیلوبلاگ

    گاهی اوقات شنبهها، وقتی توی مرکز شهر میچرخم، احساس بیهدفی توی زندگی کلافهام میکنه. فکر میکنم که چی برام مهمه و به نتیجهای نمیرسم. هر مسیر فکریای هم در پیش بگیرم، یکی قبلا زیر سوالش برده. فکر میکنم که مهم همینه که لذت ببرم، بعد فکر میکنم این تفکر غیرنقادانه چیه که من دارم. بعد فکر میکنم که اوکی، سخت میگیرم، بعد فکر میکنم واقعا دنیا دو روزه و ارزشش رو نداره.  دیدن ویژگیهای منفی مامان و بابام توی خودم واقعا جالبه. مامانم اگه بگه الان شبه، و نفر مقابلش بگه الان روزه، در جوابش احتمالا بگه آره، شما هم حق داری. یعنی نه این که حتی تلاش داشته باشه طرف مقابل رو راضی کنه؛ نمیدونم چه اتفاقی میفته که نظرش واقعا عوض میشه.  توی روابط خودم هم زیاد میبینمش؛ و بدتر، توی محتو...

    ادامه مطلب
  • to be continued

  • نیلوبلاگ

    چند بار بهم گفت که به کسی نزدیک نمیشه for its sake. یعنی به صمیمیت نیازی نداره، و انگار براش اینطوری بود که when it happens, it happens.  من اون موقع خیلی بهش فکر نکرد. در واقع اول فکر کردم منم همینطور. بعد فکر کردم حالا شاید نه همیشه. این مدت پس ذهنم موند و این دو سه روز بهش بیشتر فکر کردم و الان توی این کافه به این رسیدم که من همه کار و مخصوصا روابط انسانی رو for its sake انجام میدم.  گناهی هم ندارم. زندگی برای من عقب افتاده بود و انگار همیشه دارم تلاش میکنم بهش برسم. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • That the universe was made just to be seen by my eyes ...

  • نیلوبلاگ

    چند باری از دیگران شنیدم که پدر و مادرشون تلاش میکردند که خوشاخلاق بارشون بیارن. و نمیدونم چرا هر بار برام عجیب بود. در نهایت فهمیدم به خاطر این که هیچوقت توی خونهی ما این مطرح نبوده. یعنی نه فقط...

    ادامه مطلب
  • You've seen it all before, And you've knocked on all the doors, But tomorrow is a funny looking one

  • نیلوبلاگ

    داشتم میگفتم که توی زندگی هر فردی، یک سری وقتهای خوبی هست که خیلی تلاش میکنه و میخونه و از خودش راضیه و وقتهای خیلی خیلی بیشتری هست که یک مشکلی وجود داره، و تلاش خیلی زیادی نمیکنه، یا حتی اصلا ...

    ادامه مطلب
  • Love, won't you listen to my heart?

  • نیلوبلاگ

    به صورت عمیقی میترسم. احتمالش هست که بتونم به زودی توی یه مجلهای بنویسم. مقالههای تازه مربوط به بیوتک پزشکی رو ترجمه کنم. بابتش واقعا هیجان دارم عزیزم. احتمالش هم هست که بتونم تدریس کنم و حقوق بگ...

    ادامه مطلب
  • 186

  • نیلوبلاگ

    اگر چی چی نیستید لااقل آزاده باشید و اگه نمی خواین پی ام کسی ـو جواب بدین لااقل لست سین ریسنتلی کنید که آدم حالش ازتون به هم نخوره :| پ.ن : یه بار داشتم به فرزانه می گفتم مونا و فاطمه داغونترین نقشو تو زندگی من دارن ، نه اونقدر دورن ازم که متوجه ناراحتیم نشن و نه اونقدر نزدیک که بخوام واسشون توضیح بدم چه ام شده ، الان شمایی که منو از این جا میخونین داغونترین نقشو دارین ، من هر چی غرغر و انتقاد به آدمای حقیقی زندگیم دارم ، اینجا می گم و اینجا شلوغ می کنم ... چجوری تحملم می کنید جدا؟...

    ادامه مطلب