331 - تاریخ: 1396/2/26 ساعت: 1:43
من نباید الان اینجا می بودم.نباید تو این سن می بودم. من باید یه دختر شیش ساله می بودم.باید یه عمارت بزرگ برای ولگردی می داشتم.احتمالا هم باید عاشق مرد غمگین مهربونی می شدم که تو یکی از اتاقا پیانو می زنه.
و من باید یه روز اونجا برم - تاریخ: 1396/2/26 ساعت: 1:43
انقدر دارم فیلم و انیمیشن ایرلندی می بینم و کتاب ایرلندی می خونم که بیمش می ره به زودی ایرلند رو بهتر از ایران بشناسم.
333 - تاریخ: 1396/2/26 ساعت: 1:43
به نظر میاد که من باید یه سری مشکلات روحی روانی داشته باشم. منظورم اینه که نود و نه درصد آدمایی که من دیدم (به خصوص مامان بابام) اعتقاد دارن که اگه یه روز دیگه کاری اینجا نداشتند ، بازنشسته شدند یا هر چی ، همه چیز رو ول می کنند و میرن تو جنگل، طبیعت،
330 - تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 22:29
من اینجا نشستم ،با تمام دنیا قهرم (باید بگم تمام دنیا اول شروع کرد، بنابراین جایی برای سرزنش من نیست) ،Brooklyn رو دانلود می کنم، آهنگای Frozen رو گوش می دم. و این وضعیت جرو عجیب ترین صحنه های زندگیم محسوب میشه.
از سری پست های"چیزهایی که بعد از شونصد سال زندگی باید فهمیده باشید " - تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 21:29
پروردگارا , به زنان سرزمینم این درک و بصیرت را ببخش که خب لعنتیا , کی با کفش پاشنه بلند میاد مراقب آزمون باشه ؟!
329 - تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 21:29
تو زبان فارسی ما یه بخشی هست که تلفظ درست کلمات رو نوشته و خب , من واقعا حکمتش رو درک نمی کردم. تا این که مناظره ها رو شنیدم.
چون دلم برای خوشحال بودن تنگ شده بود - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 2:22
من خوشحالم چون ایمجین داره آلبومشو بیرون میده که کاورش معرکه اس و هر ترکش منو به گریه میندازه ازشدت ذوق , من ناراحتم چون امیدم رو به خوشحالی های بلند مدت از دست دادم , من خوشحالم که دارم یه دوره ی موسیقیایی جدید رو شروع می کنم , من ناراحتم چون احتمال
326 - تاریخ: 1396/2/19 ساعت: 2:59
می دونی ، من همیشه از ته دل از مسخره کردن پسرایی که ابروهاشونو بر می دارند و فلان و بهمان بدم میومد.xa0 و خب ، این جدا عجیب به نظر می رسه که بخش زیادی از جامعه به این نتیجه رسیدند که پوشش هر کس به خودش مربوطه ولی من محض رضای خدا یه نفر تو زندگی واقعی ندیدم که به این مسخره کردن اعتراض کنه.
Her - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 3:52
... چند روز پیش رفته بودیم پیش یکی از آشناهامون. همین جمله تا همین جاشم خیلی غم انگیزه. من از آشناهامون (و نه آشناهام) بدم میاد. چون خوش صحبت و خوش خنده و راحتند و این در حینیه که من شبیه کودکی سه ساله و ترسیده ام و حاضرم قرن ها رو دستام راه برم ولی
کل این پست در ظاهر به شماست و در واقع به خودم (به جز جمله ی آخرش) - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 2:26
می دونی ، فک کنم مشکل اصلی اینه که آدما همه چیز رو با هم مقایسه می کنن.چشمای درشت قشنگ تر از چشمای ریزه. منطقی بودن بهتر از احساساتی بودنه. شر بودن بهتر از آروم بودنه.فلان بهتر از فلان.بهمان بهتر از بهمان. فک کنم همه دارن فراموش می کنن چطور بدون مقای
چون سر کلاس , تو سالن , تو حموم , تو خیابون … هیچ جوره ولت نمی کنه - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 2:26
می دونی , من هزاران بار تو زندگیم به این نتیجه رسیدم که یکی از نشونه های افسردگی اینه که تو گوگل سرچ کنی چه طوری باید جلوی گریه اتو بگیری.
317 - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 2:26
می دونی ، من همیشه از سارا شاکی بودم بابت این که چرا وقتی ناراحته پست می نویسه و در واقع چرا ناراحتیش از پستاش کاملا معلوم میشه. من الان می فهمم که این شاکی بودن خیلی غیرمنطقیه ولی اون موقع فک می کردم جدا بی رحمانه اس بخوای کسی رو این طوری نگران و غم
318 - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 2:26
من دیروز سرما خوردم. شاید فک کنین این اونقدر ترسناک نیس و واسه هر کسی پیش میاد و دیگه من چقدر می خوام خودمو لوس کنم و فلان و بیسار اما باید بدونین سرماخوردگیای من عملا منو از پا می ندازن چون دقیقا از هر مجرای تعبیه شده در صورت من سه متر مکعب بر ثانیه
319 - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 2:26
فراری چند وقت پیش تو یکی از پستاش گفته بود شخصیت آدم مثه یه تیم والیباله ؛ از اجزای متفاوت تشکیل میشه ولی کاپیتان تیمه که همه ی اون اجزا رو کنترل می کنه. شبیه یه همچین چیزی در مورد خود زندگی هم هست. منظورم اینه که آدمایی مثه نازنین و احسان هستند که ب
320 - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 2:26
یکی از بزرگ ترین ترس های من در زندگیم اینه که جرج آر آر مارتین بمیره و بازی تاج و تخت رو تموم نکنه.
ولی تصورم از بهار این نبود - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 2:26
من دلم برای این روزای عجیب غریب تنگ میشه. برای کلاسمون وقتی امروز داشتند نقشه می ریختند که پاهاشونو نامحسوس به زمین بکوبند و به معلم عربیمون تلقین کنند که زلزله اومده تا امتحان نگیره , برای این جاهایی که بازی تاج و تخت می خونم و گریه می کنم و لبخند می زنم و نفسم رو حبس می کنم , برای مهتا که بعد از ی...
آدما یکی نیستند , هدفا یکی نیستند , زندگیا یکی نیستند. - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 2:26
می دونی , من از دسته بندی کردن آدما چندان خوشم نمیاد. منظورم اینه که مثلا اکثر مردم , دخترا رو به دو دسته ی "به خودشون نمی رسن" و"به خودشون می رسن " تقسیم می کنن و با همین فرمون میرن جلو , دسته ی اول درس خونن و بالعکس , دسته ی دوم سطحین , دسته ی اول
این از تاثیرات آزمون فرداس احتمالا - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 2:26
خیلی از آدما هستن که دنبال دختر/پسر پولدار می گردن که باهاشون ازدواج کنن و آیندشونو تامین کنن. شاید این برای بعضیاشون حتی یک Goal باشه.xa0 منم یه چیزی تو همین مایه هام. ینی دنبال یکی می گردم (البته مسلما نه برای ازدواج(عقلتونو از دست دادید یا تو عصر ح
324 - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 2:26
خدایا ، منو تو دراز گودال ماریانا غرق کن ، تو اسید بنداز ، حتی حتی حتی می تونی یه کاری کنی که من یه صحبت «منطقی» با مامانم داشته باشم ؛ ولی لطفاااااا صدای غر غر شکمم رو سر جلسه ی آزمون در نیار ، یا حداقلش یه کاری کن اکو نداشته باشه و یکم آبرو برای من بمونه.
297 - تاریخ: 1396/1/4 ساعت: 2:56
دیگه داره لوس میشه اوضاع. همه فک می کنن شبیه چندلرن.همه میگن که عمرا اگه بفهمن که کسی عاشقشونه (چون خیلی باکلاسه و منم قبول دارم و امیدارم بفهمین منظورمو).گیر دادن به استوریای ملت احتمالا تا ابد ادامه پیدا می کنه.همچنین گیر دادن به گذاشتن عکس سفره ی هفت سین تو اینستا. نفرت از عید و بهار که هیچی.نفرت